عليرضا عضد الملك
70
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
از سمت شمال باغ مزبور صحراى خارج شهر است و از سمت مشرق عمارات حكومتى است و از طرف جنوب ميدان نظام و بازار و از طرف مغرب به خانههاى شهر و اراضى ديگر كه محل فاليز 31 و باغات است . بسيار شباهت به قصر قاجار دارد ولى كوچكتر از قصر قاجار است و حوضخانه [ اى ] كه در وسط قصر قاجار است در آن باغ نيست ؛ و الا از همه جهت شباهت دارد . اما كرمانشاهان با وصف آنكه مردمش اغلب حالت صحرانشينى و ايليت دارند ولايتى است آباد و منتظم ، و خلقى دارد غريبدوست و مهربان . آب و هوايش گوارا و لطيف است و اكثر از اهلش به اعتدال مزاج و لطف طبع و تناسب اعضا و صباحت 32 منظر و ملاحت تلفظ و حلاوت رفتار آراستهاند . خاصه نسوانش را زياد وصف نمودند كه حور العين و عين حورند اينان مگر ز رحمت محض آفريدهاند . اين فدوى خود نديدهام ولى تواتر و شياع اقوى از حس شد . آبادى اين زمان كرمانشاهان از قرارى كه بعضى از همراهان ديده بودند و حكايت كردند در اين دولت ابد مدت مضاعف شده است . سهل است ، اين اوقات را گفتند هيچ شباهت به آن زمان ندارد . آنچه نواب و الا خود افزوده است دو بازار و دو كاروانسرا است كه با جميع آبادى قديم برابرى مىنمايد . به علاوه ميدانى را كه در جلو عمارات ديوانى است و در وسط شهر واقع است مخروبه بوده ، نواب و الا ساخته و در اطرافش حجرات قرار داده است و از هر طايفه كسبه در آن حجرات نشاندهاند كه نسبت آن ميدان به كرمانشاه نسبت سبزهميدان است به دار الخلافه طهران . الحمد للّه تعالى از بلده و بلوك و شهر و توابع همهجا آباد است و تمام رعايا به پايه خود توانگر ، و تمام مسالك آسوده و امن . در رياض آن ولايت سينهء لاله از كمان گروههء 33 ژاله نمىنالد و در هواى آن مملكت شاهين از تعرض كبوتر تحاشى مىنمايد . آبشخور شير و آهو به يك منهل 34 است و خوابگاه باز و تيهو در يك مرقد . از زمين نبات امن مىرويد و در هوا نسيم عدل مىوزد . نغم بلبل بر گل بدين ترنّم است : ملك با پادشاه فرّخ رأى * مىكشد دامن شرف بر پاى قدح عدل شاه بر كف او * لشكر نصر و فتح در صف او نواب عماد الدوله العلّيه براى آن مملكت فرمانفرمايى است مدبر و حكمرانى است معمّر ، غمخوارى مستقل و كاردانى مشتغل كه ترتيب اسباب رعيت و تمشيت امور مملكت مرجوع ندارد ، الّا به عمّال مشفق و ضبّاط مصلح و نويسندگان منصف و نايبان منعم . بوذر جمهر را در سبب زوال دولت ساسانيان پرسيدند ، فرمود : انّهم استعانوا باصاغر العمّال على اكابر الاعمال . يعنى آنها كارهاى بزرگ [ را ] به عمّال پست رجوع نمودند . نواب معزّى اليه درك اين مطلب نيكو نموده كه جز به ابناى شرف و ارباب بيوتات قديم وثوق ننمايد و